+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 7:44  توسط رضا جمشیدی
|
امروز جشن گرفتم جشن سی و دوسالگی ام را . بهتر است صبر کنم و کمی تامل درباره این سی و دو سال .آه خدای من باور نمیکنم
سی و دوسال ......
امیر علی رفته تو چهار سال . هر دو تو خرداد متولد شدیم
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 1:19  توسط رضا جمشیدی
|
عصر است. يك عصر سرد بيرون از پنجره از بخار شيشه ها مي شو د فهميد ميشود درك كرد اين هواي سرد را.ولي اينجا اين طرف پنجره داخل اتاق همه چيز گرم است . اينجا كسي گرما ميبخشد يكي گرمت ميكند يكي انرژي ميدهد .
اميرعلي با خنده هايش با شيطنت هايش و با لوس بازي هايش گرم ميكند زندگي را. واي كه چقدر دوست داشتني شده زندگي با او با اومدن او .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 20:7  توسط رضا جمشیدی
|
سلام دوباره بعد از مدتها
من همينجوري ام و هيچ وقت تغييري نخواهم كرد . انگيزه ها موقتي هستند . هيچ ايستگاهي درون من وجود ندارد .اگر هم هست ايستگاه موقت.
اراده دور كردن يه پشه مزاحم را هم ندارم لعنت به اين دل . از همه جا مونده ام از همه چيز عقب هستم . مگه ميشه تو اين دنيا سرگردون بود با اين همه كار با اين همه نقاط توجه . عجبم از خودم . سراغ ندارم يه كاري را شروع كرده باشم و به نتيجه نهايي رسونده باشمش واقعا سراغ ندارم
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 12:11  توسط رضا جمشیدی
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 21:35  توسط رضا جمشیدی
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 21:26  توسط رضا جمشیدی
|
_ صبح شنبه هر كجا كه باشي روحيه اول هفته را بايد حفظ كني حتي اكه از سرويس شركت جا بموني و تو خيابون اسير تاكسي باشي اون هم تو سرماي دم صبح باييزي ، يا اينكه براي غيبت آخر هفته بايد به صد نفر جوابكو باشي ، خلاصه بايد روحيه تو همه اين شرايط حفظ بشه تا همه هفته را تحت شعاع قرار نده .
_ يه بيام به عزيزاللهي دادم تا هماهنكي بروزه فيلم مستند شهداي برزآباد را با بقيه عوامل انجام بدهد تا صحبت هاي نهايي براي شروع اين كار صورت بكيرد. و طي جوابي كه به من داد قرار شد امشب اين جلسه راس ساعت هشت و نيم در محل دفتر آقاي بزميان صورت بكيره.
اميدوارم اين بروره عملي شود زيرا به بزركترين دغدغه من در قبال اداي دين به شهدا و روستا به واسطه اندك تجربه ام در زمينه فيلم سازي تبديل شده است.
_
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 16:52  توسط رضا جمشیدی
|
دلم لرزيد ، دوباره هي نكران مي شوم . آشفتكي مي كنم و دوباره جيزي مهم مي شود . دلم يكي را مي بسندد و شور مي زند . و براي من جه سخت است دلشوركي . دوباره سرم شلوغ مي شود براي يكي . يكي كه دلم او را ديده و جشمم ديده تيز مي كند براي ديدنش.
جيزي درون من كم است و شايد هم زياد ..
دوباره مشغول نوشتن مي شوم ، و فاصله مي افتد بين زمان و مكان...
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 16:50  توسط رضا جمشیدی
|
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند
آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 21:28  توسط رضا جمشیدی
|
نکاتی برای تو !!!!!
مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.
هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی داني.
یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.
هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.
از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.
در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای قضاوت نکن.
وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: "برای چه می خواهید بدانید؟"
هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.
وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.
هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.
هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.
شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.
سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "
هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی
خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.
چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.
وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.
هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.
وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.
در حمام آواز بخوان.
در روز تولدت درختی بکار.
طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.
بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.
فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند
ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.
هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.
شیر کم چرب بنوش.
هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.
فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.
از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 21:26  توسط رضا جمشیدی
|